سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دانش، منشأ هرگونه خیری است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
یکشنبه 87 آذر 17 , ساعت 12:50 صبح
پاسخ: از نگاه شیعه، خلیفه و امام باید دارای این شرایط باشد:
 1.افضیلت؛ 2. اعلمیت؛ 3. عصمت؛ 4. منصوب شدن از جانب خدا/
 از آیه «و جعلنا هم ائمْ یهدون بامرنا{1} و اذا بتلی ابراهیم ربّه بکلمات فاتهنّ قال انّی جاعلک للنّاس اماماً قال و من ذرّیّتی قال لاینال عهدی الظالمین{2} یا داود انّا جعلناک خلیفْ فی الارض فاحکم بین النّاس بالحقّ»{3} بدست می‏آید که خداوند امام را برای مردم تعیین می‏کند. لذا اقوام بسیاری در صدر اسلام نزد پیامبر اکرم(ص) می‏آمدند و به آن حضرت پیشنهاد می‏کردند ما به شرطی اسلام می‏آوریم که جانشین خویش را از ما قرار دهی؛ از جمله که پیامبر در موسم حج قوم بنی عامر را دعوت به اسلام کردند رئیس و بزرگ آن قوم به پیامبر(ص) گفت ما به شرطی اسلام می‏آوریم که جانشین خویش را از قوم ما قرار دهید، اما آن حضرت فرمود: «الامرالی الله یضعه حیث یشأ» «ولم یکن ذلک الامر مختصاً بالنبی»، تعیین جانشینی پیامبر تنها مختص پیامبر نیست، بلکه خداوند هر کسی را بخواهد خلیفه و جانشین پیامبر قرار دهد.{4} نباید روایات فراوان، که پیامبر بارها در منابستهای مختلف به این وظیفه عمل نمود و حضرت علی را به جانشینی خویش معرفی فرمود. وقتی آیه «وانذر عشیرتک الاقربین» بر پیامبر نازل شد، پیامبر اکرم(ص) چهل نفر از اقوام و نزدیکان خویش را دعوت کرد تا رسالت خویش را به آنان اعلام کند. در آن جلسه، سه بار پیامبر اکرم(ص) به حاضرین که همه از بنی هاشم بودند فرمود: هر کسی امروز از همه جلوتر ایمان بیاورد و رسالت مرا تصدیق نماید او وصیّ و خلیفه بعد از من است. همه حاضرین سکوت کردند جز حضرت علی(ع) که از همه کوچکتر بود و بلند شد و اعلام کرد که من به آنچه شما فرمودید ایمان آوردم، پیامبر(ص) در مرتبه سوم با اشاره به حضرت علی(ع) فرمود: «هذا اخی و وصی و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و اطیعوا»، این برادر و وصی و جانشین من در میان شما مسلمانان است. پس آنچه می‏گوید گوش فرا دهید و از دستورهای او پیروی نمائید.{5}
 احمد در کتاب مسندش و بخاری و مسلم در صحاح خودشان از طریقای مختلف ذکر کردند پیامبر وقتی می‏خواست به جنگ تبوک برود حضرت علی(ع) را در شهر مدینه جای خویش گذاشت تا از هل بیت پیامبر سرپرستی و محافظت کند. حضرت علی(ع) به پیامبر گفت: «ماکنت او ثر ان تخرج فی وجه الا و انا معک»، من در شهر مدینه نمی‏مانم در حالی که تو از شهر مدینه خارج می‏شوی مگر من هم همراه شما باشم، پیامبر اکرم(ص) به او جواب فرمود: «اما ترضی ان تکون منی بمنزلْ هارون من موسی الا انّه لانبی بعدی»، آیا راضی نیستی نسبت به تو من همان نسبت هارون به موسی باشد مگر بعد از موسی پیامبری بود ولی بعد از من پیامبری نخواهد آمد{6}/
 علامه امینی در کتاب الغدیر از 110 نفر از اصحاب و 84 نفر از تابعین و بسیاری از علمای شیعه و سنی نقل کرده که در روز هیجدهم ذی حجه در محل غدیر خم در منزلگاهی جحفه که محل انشعاب خطوط کاروانی به مدینه و مصر و شام و غیره بود و حجاج از یکدیگر جدا می‏شدند و هر کدام به شهر و دیار خود باز می‏گشتند، رسول خدا درآنجا به کاروانیان دستور توقف داد و مقرر داشت تا در همان جا فرود آیند. آن گاه فرمان داد تا آن جمعیت بسیار که بنا به قولی بالغ بر 12000 نفر بودند متفرق نشوند. سپس مقرر داشت تا مردم را به ادای نماز جماعت فرا خواند. رسول خدا(ص) نمازظهررا با انبوه جمعیت حاجیان درآن گرمای طاقت فرسا بجا آورد،سپس برخاست و به سخنرانی پرداخت و در آخر فرمود: «الست اولی بکم من انفسکم»؛ آیا من از شما مؤمنین به خود شما شایسته‏تر نیستم. همه حاضرین در پاسخ گفتند بلی یا رسول الله. پس آن حضرت دست حضرت علی(ع) را گرفتند و بلند کردند تا آن جا که همه مردم سپیدی زیر بغل آن حضرت را دیدند. سپس پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»؛ هر کسی که من مولی و سرپرست او هستم پس این علی نیز مولی و سرپرست اوست. بعد از آن، در حق حضرت علی(ع) دعا کرد و فرمود: «اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»، خدایا دوست بدار دوست دار علی را و دشمن بدار دشمن علی را و یاری کن کسی را که علی را یاری کند و ذلیل و خار گردان کسی را که با علی در افتد. بعد از دعای پیامبر، حاضرین «آمین» گفتند و مسلمانان، از جلمه خلیفه اول و خلیفه دوم به حضرت علی(ع) تبریک گفتند{7}/
 علاوه بر دلائل نقلی بر تعیین جانشینی پیامبر، عقل سلیم نیز حکم می‏کند اگر کسی بخواهد مسافرت طولانی برود برای سرپرستی و نگهداری خانواده و عیالش جانشین و نماینده‏ای تعیین می‏کند تا از آنان مواظبت و نگهداری کند. چطور ممکن است پیامبری که 23 سال برای نشر و ترویج اسلام زحمتها کشیده و مشقات بسیاری متحمل شده، حالا که می‏خواهد به سفر ابدی عزیمت نماید برای حفظ اتمام زحمتهای 23 ساله‏اش جانشینی تعیین نکردند و انتخاب آن را به مردم واگذار کردند تا مردم آن را انتخاب کنند/
 اهل‏سنّت می‏گویند پیامبر اکرم(ص) کسی را به عنوان جانشینی خویش منصوب نکرد و آن را به مردم واگذار کردند تا مردم آن را انتخاب کنند. لذا بعد از رحلت پیامبر اسلام افراد محدودی جلسه سقیفه بنی ساعده را تشکیل دادند و چون خلیفه اول از همه حاضرین پیرتر بودند او را به خلافت و جانشینی پیامبر(ص) انتخاب کردند و بعضی از مردم با او بیعت کردند و او کمتر از سه سال در مقام خلافت بر مردم حکومت کرد و لحظه آخر در بستر مرگ، عمر را که از مهاجران قریش بود به جانشینی خودش تعیین کرد/
 مردم نیز پس از مرگ خلیفه اول و بنا به دستو او، حکومت عمر را پذیرفتند و با او بیعت کردند و او دوازده سال بر مردم حکومت کرد.{8} دلیل این که شیعه ابوبکر و عمر و عثمان را به عنوان خلیفه قبول ندارد این است که آنان شرایط را که ذکر کردیم دارا نیستند. شیعه حضرت علی(ع) را جانشین پیامبر و امام اول می‏داند؛ چون خلافت و جانشینی پیامبر تنصیصی است و پیامبر حضرت علی را جانشین خویش قرار دادند و تنها آن حضرت شایستگی این مقام و منزلت را داشتند، ولی متأسفانه تاریخ گواه این است که حضرت علی(ع) با آن شایستگی‏هایی که داشتند 25 سال خانه نشین شدند و حقش را غصب کردند و بر کرسی خلافت نشستند/
 [1]. سوره انبیأ، آیه 73/
 [2]. سوره بقره، آیه 124/
[3]. سوره ، آیه 26/
 [4]. السّیرْ النّبویه، ابن هشام، ج 2، ص 424-425، چاپ بیروت/
 [5]. تاریخ طبری، ج 2، ص 63/
 [6]. صحیح مسلم، ج 14، ص 175، چاپ بیروت، داراحیأ التراث العربی، صحیح بخاری، ج 6، ص 309، چاپ بیروت دارالقلم/
 [7]. الغدیر، علامه امینی، ج 1، ص 14 به بعد چاپ ایران، دارالکتب الاسلامیه/
 [8]. نقش عایشه در تاریخ اسلام، چاپ دوم، ج 1، ص 143-144/




لیست کل یادداشت های این وبلاگ